قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4931
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سنهء هشتصد و چهار هجرى [ موافق سال هفتصد و نود و چهارم از رحلت خير البشر ] در اين سال صاحبقران گيتىستان كه بعد از فتح بغداد در نواحى قبر امام اعظم نزول فرموده بود ، شاهزادگان [ 516 الف ] و امرا را به رسم ايلغار به طرف نجف اشرف فرستاد . ايشان به آنجا رفته آن ولايت را آسيبى نرسانيدند . به واسط رفته و نواحى آن را تاخته با غنيمت بسيار معاودت نمودند . و آن حضرت از راه شهرزور عازم تبريز شد و ضبط اغروق را به عهدهء امراى بزرگ گذاشت و خود به سعادت به تعجيل روان شد . و اميرزاده ميرانشاه و اميرزاده شاهرخ و اميرزاده خليل سلطان در ركاب ظفر انتساب بودند . در راه كردان شبها به دزدى اسبان سپاهيان را مىبردند . بدين جهت آن حضرت جمعى را در كمين نشانيده و سى كس از معتبران ايشان را به دست آورد و به حلق آويخت . و اكثر آن راه جنگل درخت بلوط است . و آن درختان يك سال بلوط و يك سال مازو « 1 » بار مىآورند . راقم حروف خود مشاهده نموده . و اين امر خالى از غرابتى نيست . و كوچ بر كوچ تا كنار حقيق آمده حضرات عاليات : سراى ملك خانم و خانزاده و ديگر آغايان و شاهزادگان به رسم استقبال به ملازمت رسيدند و زبان تهنيت فتوحات گشوده زر بسيار نثار كردند و در ييلاق آق زيارت اعيان تبريز كه به استقبال آمده بودند ، به شرف بساط بوس مشرف شدند . و بيست روز در آن مقام توقف واقع شده اكثر اعيان ايران به ملازمت آمدند . و اكثر اوقات در مجلس همايون مباحث علمى در ميان مىآمد و هركس به قدر فهم و استعداد
--> ( 1 ) . مازو : بار درختى است و بدان پوست را دباغى كنند . - برهان قاطع .